خانه / مبانی نظری / تکنولوژی در معماری و بررسی حس مکان

تکنولوژی در معماری و بررسی حس مکان

در بحث هاي انجام شده حول مفهوم مکان و بيان عوامل قوت بخش و تضعيف کننده ي آن از تکنولوژی به عنوان يک عامل تضعيف کننده مکان و سوق دهنده به سمت بي مکاني ياد می شود. استفاده از سيستم ها و مصالح توليد صنعتي و همه جايي شدن مصالح و کمرنگ شدن مصالح بوم آورد و تکنيک هاي ساخت محلي ، ساختمان هاي ما به سمت يکرنگ شدن و بي هويت شدن به پيش مي روند .  در اين مطلب سعي داريم ضمن بيان مفهوم تکنولوژی ، حيطه ي حضور آن در معماری ونقش آن در بوجود آوردن يا از بين بردن حس مکان در معماری (بنا) را بررسي کنيم .

عناوين مهمی که در مقاله تکنولوژی در معماری و بررسی حس مکان به شرح آن مي پردازيم

  • تکنولوژی در معماری چيست ؟

  • تقدم تکنولوژی بر علم

  • گشتل

  • هنر و اثر هنري

  • ارتباط تکنولوژی و هنر

  • اشاره اي به معماری هاي تک

  • بررسي مقايسه اي تکنولوژی و حس مکان در معماری هاي تک و سنتي

تکنولوژی چيست ؟

دو متفکر نیز به نامهای”شریف”و “پیت”دو تعریف را برای تکنولوژی ذکر کرده اند. شریف، تکنولوژی را “ابزار” تعریف کرد یعنی چیزی که توان علّی لازم برای تحقق هدفی مشخص را دارد. او معتقد بود که تکنولوژی از کنار هم گذاشتن افزارهایی همچون سخت ­افزار (فن ­افزار)، انسان ­افزار، سازمان­ افزار و اطلاعات­ افزار به سامان می­رسد.

مدل شریف برای بیان تکنولوژی

مدل شریف برای بیان تکنولوژی

پیت، معتقد بود که ابزار به تنهایی معطوف به موفقیت نیست. ابزار باید به کار گرفته شود تا هدفی محقق شود بنابراین او تکنولوژی را “به­ کارگیری ابزار” تعریف کرد که درواقع نوعی فعالیت انسانی است.

البته هر نوع به­ کارگیری ابزار، تکنولوژی به حساب نمی­ آید بلکه بکارگیری ابزار باید آگاهانه و هدفمند باشد و از همین ­رو تصمیم­ گیری انسانی در آن نقش مهمی ایفا می­کند.

مدل پیت برای بیان تکنولوژی

مدل پیت برای بیان تکنولوژی

در اینجا به سراغ فيلسوف آلماني مي روم که براي اولين بار در فلسفه، تکنولوژی را به يکي از بحث هاي داغ فلسفي تبديل کرد . به گفته ي هايدگر هنگامي که از چيستي سخن به ميان مي آيد در واقع از ماهيت شي سخن به ميان مي آوريم و به چرايي وجودي پاسخ مي گوييم . فيلسوفان براي پرسش به چيستي تکنولوژی دو پاسخ دارند :

  1. تکنولوژی وسيله برای غایتی است.
  2. تکنولوژی نوعي فعاليت انساني است .

اين دو تعريف از جنس هم هستند ، چون وضع هدف ، تأمين و کاربرد وسائل مناسب براي رسيدن به آن ،فعاليتي انساني است .

ساخت وکاربرد افزار ، ابزار ماشين ، حتي خود اشياء سا خته شده و به کار رفته وهدف ها و نيازها يي که  آن ها را برآورده مي کنند ، به آن چيزي تعلق دارند که همان تکنولوژی است . تکنولوژی مجموعه ي همين وسائل و عوامل است . تکنولوژی ، به معناي کامل يک آلت “instrument” است . در واقع  دانش یا مهارتی است برای ساختن ابزار (نرم یا سخت). این دانش و مهارت ممکن است پیچیده یا ساده، شخصی یا شایع، جدید یا قدیمی و… باشد.  تکنولوژی بخشی از فرهنگ است. برخی همچون نژی آن را در معنای ابزاری برای حفظ بقای انسان‌های نخستین تعبیر کرده‌اند و برخی دیگر مانند کلاکستون آن را ابزاری در دست بشر برای تسلط بر محیط دانسته‌اند.

اينکه تکنولوژی نوعي ابزار و فعاليت انساني است، تعريف انسان مدارانه است و صحت دارد. اما هنوز تعريفي حقيقي نيست . از ماهيت آن پرده برنگرفته است . امر صحيح لزوماً به معناي امر حقيقي نيست . يک گزاره درست ممکن است بخشي از حقيقت را بيان کند ، اما در واقع جنبه اي يا جزئي از کلي بزرگتر است . حقيقت مجموعه شروط امکاني که اجزاء را بنيان مي نهد است . در رابطه با تعريف تکنولوژی بايد اين کليت حقيقي را کشف کنيم .پس بايد امر ابزاري را تعريف کنيم.

“تکنولوژی نوعي فعاليت انساني است تعريفي ابزاري و  انسان مدارانه است “، چنين تعريفي مستلزم آنست که تکنولوژی صرفاً اختراع “فاعلي ” باشد . و به مثابه ابزاري خنثي عمل کند . امر ابزاري ، اموري چون وسيله و هدف امري است که با آن سبب چيزي مي شويم و به آن دست مي يابيم . هرچه معلولي دارد ، علت خوانده مي شود اما خود علت هم غايتي دارد که نوع وسيله را تعيين مي کند . هرجا امر ابزاري است ، عليت هم هست . براي بوجود آمدن هر امر يا شيئ چهار علت وجود دارد که با گرد هم آمدن به  تحقق آن امر  يا ظهور شيء تحقق مي بخشد . اين علل که به علل اربعه معروف است ،   شامل :

  • علت مادي : بيانگر مواد و مصالح بوجود آورنده ي آن شيئ
  • علت صوري : بيانگر شکل و قالبي که شيئ در آن به ظهور مي رسد .
  • علت فاعلي : بيانگر سازنده ي آن شيئ
  • علت غايي : بيانگر هدفي که شيئ براي آن بوجود آمده است .

علل اربعه با به وحدت رسيدن يک امر را به ظهور مي رسانند . و به آن هستي و عينيت  مي بخشند .

در عين حالي که اين چهار علت در عرض هم هستند ، علت فاعلي نقش کليدي تري را بازي ميکند و علل ديگر به آن ارجاع داده ميشود  . حال اين سوال پيش مي آيد که اين علل که در عرض هم هستند  چگونه گرد هم مي آيند؟ اين گونه به نظر مي رسد که يک علت العللي هست که به عنوان واسطه ديگر علل خود را با آن هماهنگ مي کنند . اين واسطه درواقع نوعي مديون بودن و مسئول بودن است . تمامي علل اربعه به خاطر ديني که براي بوجود آوردن آن شيئ دارند ، حول يکديگر گرد مي آيند و آن را به ظهور مي رسانند .

به قول هايدگر ” فاعل با تأمل کردن، مديون بودن و مسئول بودن را گرد هم مي آورند . اين به نوعي “فراآوردن “محسوب مي شود . موجودات نامي طبيعت و ساخته هاي صنعتگر هر دو در هر زمان از همين طر يق به ظهور مي رسند .

تمام ماهيت و حقيقت “تکنولوژی”در فهم واژه “فراآوردن” مي گنجد . 

فرا آوردن چيست ؟و چگونه بوقوع مي ييوندد ؟

هنگامي که آنچه مستور است ، مکشوف مي شود ، به ظهور مي رسد ، فرا آوردن صورت مي گيرد . اين در آمدن در قلمرويي است که ما آن را کشف حجاب مي ناميم.

يونانيان قديم لفظ آلتيا را براي آن به کار مي برند .آلتيا همان “حقيقت : يا صحت و سقم است . واژگانی از لاتین که معنای فراآوردن را می دهد fecundate, generate, manufacture, می باشد.

در واقع ماهيت تکنولوژی همان “انکشاف ” است ،امکان هر گونه توليد و سازندگي در انکشاف است . تکنولوژی يک وسيله ي صرف نيست بلکه نوعي انکشاف است .

نام تکنولوژی برگرفته از چيست ؟

لفظ تكنولوژي (technology) مأخوذ از واژه‌ي تخنه‌ي (techne) يوناني است وجود دارد .

مسئله ي بسيار مهم اين است که ، تخنه ناظر به دو وجه مهارت هاي صنعتگري و کار هم براي مهارت هاي فکري و هنري به کار مي رفته است . يونانيها هنر به معناي درست کلمه و اثر هنري را تخنه مي ناميدند . اينجا ارتباط ميان هنر و تکنولوژی را تا حد زيادي  درمي يابيم. در فرهنگ اسلامي ايراني ما معادل “صناعت “ را مي توان براي آن در نظر گرفت .

تخنه چيست؟

در نظر يونانيان، تخنه نحوي دانستن است و با شناسايي مناسبت دارد.
اما اين دانستن (علم) از طريق مشاهده يا حصول صورت شيء در عقل يا واصل شدن نفس به معني شيء كسب نمي‌شود و از طريق استنتاج از مبادي معلوم هم به دست نمي‌آيد،  بلكه؛ دانستن در معناي اصلي لفظ تخنه اين است كه از آغاز مصرّانه براي نظاره به ماوراي آنچه زماني عطا مي‌شود مهيا باشيم. يعني منتظر و بهوش باشيم تا جلوه‌اي را كه رخ مي‌نمايد و ظهوري را كه دست مي‌دهد صيد كرده، از آن خود كنيم. لذا در تخنه همواره دانايي و پيش‌فهم و بينشي قبلي از نتيجه‌اي كه بايد حاصل شود وجود دارد. تخنه از آنچه فراروي ما قرار ندارد پرده بر مي دارد.  تخنه درواقع همان فراآوردن است . در یونان باستان، تمام هنرها و صنعت‌ها، هر دو با لغت(تخنه) یا تکنیک و فن خوانده می‌شدند؛ بنابراین تفاوتی میان فعالیت‌های هنری نبود

در توضيح ريشه ي واژه ي تکنولوژی از ارتباط ميان تکنولوژی و هنر گفتيم .

هنر چيست ؟

به تعريف هايدگر “اثر هنري ” محصول مؤلف است .
اما با کمي دقت مي فهميم که مولف خود نيز محصول اثر است . اثر به آفريننده ي خود اجازه مي دهد تا در مقام آفريننده ظاهر شود .پس هنرمند سرچشمه ي اثر هنري و اثر هنر ي سرچشمه ي هنرمند است.

هنرمند در اثر هنري هستي مي يابد و اثر ساختار رخداد جهان و هنرمند را مي نماياند . اما مقدم بردو “اثر هنري “و “هنرمند ”  چيزي وجود دارد و آن
هنر است که در هردو مشترک است . هنر درواقع واژه اي بيش نيست . ايده اي همگاني است که تنها موارد موجود ، که فعليت دارند بدان متعلقند . يعني هنرمند و اثر . پرسش از هنر در واقع پرسش از اثر است . اثر در حکم تمثيل است ، سبب مي شود تا چيزي ديگر دانسته شود،  يا به زبان هايدگر آن جا گرد آيد  .در واقع چيز ي براي طبيعت ناشناختني است ، اثر، آن چيز را محسوس و آشکار مي کند نقش مهم اثر هنري اين است که دنياي خود را مي سازد .

يوناني ها  همه‌ي اثرها را از آن جهت كه به ظهور حقيقت ، يعني نامستور شدن و پديد آمدن اشيا امكان تحقق مي‌دهد، ابداع “تخنه ” مي‌خواندند . به بيان ديگر، هنر جلوه‌ي وجود، يعني حقيقت به معناي ظهور و ناپوشيدگي و كشف حجاب را در اثر متحقق مي‌سازد . بدين‌ترتيب، هايدگر هم هنر و هم تكنولوژي را به حقيقت به معناي نامستوري و كشف حجاب مربوط مي‌كند .و اينجاست که ماهيت هنر و تکنولوژی به يکديگر گره مي خورند .

گفتيم كه هم هنر و هم تكنولوژي ريشه در حقيقت به معناي نامستوري و كشف حجاب دارد، اما چگونه بنياد تكنولوژي جديد هم در نحوه‌اي از نامستوري و كشف حجاب است؟ تكنولوژي با ماهيت تكنولوژي به يك معني نيست،‌ چنان‌كه وقتي در خصوص ماهيت درخت جست‌وجو مي‌كنيم، به اين امر وقوف داريم آنچه كه يك درخت را درخت مي‌كند، يعني ماهيت آن،‌خود يك درخت در ميان ديگر درختان نيست. به نظر هايدگر ماهيت تكنولوژي نسبت خاصي است كه در دوره‌ي جديد براي بشر پيدا شده و براساس آن عالم را به نحوي خاص تلقي كرده و سامان بخشيده است. در نظر او همين نسبت و تلقي مبناي بسط و گسترش علوم جديد بوده است. علوم جديد موجب نشده تا اين نسبت تحقق يابد و در واقع، ‌اين علوم براي تحقق آنچه ماهيت تكنولوژي مي‌ناميم چون ابزار عمل كرده است. لذا برخلاف آنچه معمولاً و بي‌هيچ‌گونه تأمل تكنولوژي را ابزاري براي علوم جديد مي‌گيرند، بايد بگوييم اين علوم جديد است كه ابزار تكنولوژي، يعني ابزار بسط و تحقق و حدوث اين نسبت خاص انسان با اشيا شده است و نه برعكس.

آيا تکنولوژی امروز از ذات خودش پيروي مي کند ؟

تکنولوژی جديد هم نوعي انکشاف دارد اما نه از جنس حقيقت “پوئيسيس”. انکشاف موجود در اين تکنولوژی نوعي تعرض است .تعرضي که طبيعت را دربرابر آن انتظار بيجا قرار مي دهد که تأمين کننده ي انرژي باشد، و بتوان انرژي را از دل طبيعت استخراج کند و ذخيره سازند . زمين اکنون خودرا به صورت معدن زغال سنگ ، خاک ، ذخاير معدني منکشف مي کند . اين تعرض انکشاف است ، چون انرژي هاي حبس شده در زمين را آزاد ميکند . اما هدف آن رو به سوي ديگري دارد . و اصرار به پيشبرد امر ديگري دارد . حداکثر بازدهي و حداقل انرژي و هزينه .

در اين تکنولوژی عدم استتاري که که در ماهيت آن است ، و هر موقع طلب کرد ، ظاهر مي شود وجود ندارد . امروز بشر هر موقع که خواست  ميتواند به عنوان نظم دهنده جهان آن را به ظهور برساند . افق جديدي كه در تكنولوژي گشوده مي‌شود، طبيعت به صرف منبع ذخاير موجود انرژي كه براي مصرف در دسترس و پيش‌روي انسان نهاده شده مبدل مي‌شود. از اين پيش‌رونهاده‌شدگي، هايدگر به اصطلاح “گشتل” تعبير مي‌كند .

گشتل (پيش‌رونهاده‌شدگي اشيا) همانا با يكديگر جمع آوردن (مجموع ساختن و وحدت بخشيدن) آن دست‌اندازي (تهاجم وتصرفي) است كه موجب تصرف و تغيير در انسان شده و از اين طريق او را فرا مي‌خواند تا همه‌ي امور واقع را، در مقام نظم بخشيدن به آنها، همچون ماده‌ي ذخيره‌ي موجود اظهار كند (به منصّه‌ي ظهور آورد). متصرف شدن و محصور ساختن اشيا- پيش‌رو نهادن آنها براي مصرف، يعني گشتل- آن نحوه‌ي ظهوري است كه نفوذ آن در ضمن ماهيت تكنولوژي جديد به دست آمده است.

به گفته هايدگر انسان براي حرکت به دو چراغ نياز دارد . چراغ اول ،چراغ در دست است که به همان عقل انسان تعبير مي شود . چراغ دوم،  چراغ پيش رو است ، همان ازل ، ا بد و وجود است. هنگامي که شي بخواهد وارد عالم اکنون شود ، خود را به صورت رازي ، تصوري مي نماياند و با به وحدت رساندن علل ابعه به ظهور ميرسد . هنگامي که انسان چراغ مقابل  را از پيش رو بردارد ، تمام اين امور در حائل عقلايي پيچيده مي شوند و اختيار خود را در اين بروز و ظهور از دست مي دهند . تکنولوژی امروزه در اين مرحله به سر مي برد . چراغ مقابل که از پيش رو برداشته شود  ، تکنولوژی ضرورت زا مي شود و محدود کننده مي شود . ديگر انسان بر آن مسلط نيست . مانند سدي که رو ي رودخانه اي احداث مي شود براي تامين برق  کارخانه اي  ، رودخانه را مجبور مي کند دائم انرژي هاي خود را به ظهور برساند . بعد از اينکه برق براي مصرف به شهر و خانه ها رسيد ، جنبه ي ضرورت زاي تکنولوژی خود را نشان مي دهد . تکنولوژی به عنوان يک خاصيت حياتي که بدون انسان به پيش مي رود ، ظاهر مي شود .  دردوره ي مدرن عقل مقابل برداشته شده است . و تکنولوژی به گفته ي هايدگر بي سر و سامان شده است . با تعاريف گفته شده تا حدي معناي تکنولوژی و ارتباط آن را با ذات خود و هنر دريافتيم . حال بايد گفته شود : تکنولوژ ي در معماری چه نقشي را ايفا ميکند ؟ تکنولوژی به کار رفته در معماری سنتي ودر مقايسه با معماری هاي تک امروز چه نسبتي با هم دارند ؟

معماری و تکنولوژی ، معماری هاي تک

ميدانيم که در تاريخ معماری چند دهه اخير  گرايشي از معماری مدرن ، تحت عنوان معماری هاي تک  بوجود آمده است. معماری های تک یا معماری فناوری برتر یا تکنولوژی پیشرفته (high-tech) یک سبک معماری وطراحی صنعتی است که در سال 1970 پدیدار شد و عناصر پیشرفته تکنولوژی و صنعت را با هم ترکیب کرد. سردمداران اين فرقه اصولي را که در بيانيه خود اعلام کردند شامل استفاده از تکنولوژی هاي روز دنيا در بنا ها و ساختمانها مي باشد . بروز پيدا کردن تکنولوژی ، تکنيک ساخت ، سازه هاي نوين و . . . دروجهه ي بيروني ساختمان از اهداف اصلي معماری هاي تک محسوب مي شود . باتوجه به گفته هاي پيشين ، تجلي تکنولوژی در معماری و اينکه اساساً ذات معماری و تکنولوژی از يکديگر باشند ، از جنبه هاي مثبت اين گرايش است .

مرکز ژرژ پمیپیدو در پاریس (معماری هایتک)

مرکز ژرژ پمیپیدو در پاریس (معماری هایتک)

مرکز صدا و سیما در مشهد

مرکز صدا و سیما در مشهد

اما اين تکنولوژی تا چه حد مي تواند به تخنه نزديک شود ؟ و چه نقشي در ايجاد حس مکان دارد و مهمتر از آن مفهوم تکنولوژی در معماری سنتي ما چه بوده است و  آيا ميتوان از اين جنبه معماری سنتي و هاي تک را در مقام مقايسه پيش هم نشاند ؟

  • براي فهم هرچه راحتتر اين مطلب با مثالي از برخورد با خشت در اين دو دوره ،موضوع را تبيين ميکنم .

در عالم معماری امروز خشت يک نوع مصالح ساختماني به حساب مي آيد . يک نوع از هزاران نوع مصالحي که هر روزه به تعداد و تنوع آن ها اضافه مي شود .و بايد براي بهره برداري از آن به مسائلي چون منبع تامين کننده ي خاک آن ، هزينه ي آماده سازي خاک ، ميزان مقاومت فشاري و کششي ، جنبه هاي زيبايي شناختي و . . .  توجه کرد .و در روند ساخت و ساز آن را مطالعه کرد .

در مقابل اين ديدگاه به خشت ، ديدگاه سنتي وجود دارد . بدليل احترام گذاشتن به طبيعت به عنوان مادر زمين و حاکم بودن روح مذهبي بر جامعه ، خاک و اساساً ماده ازشمند بوده است ، نه از نظر قيمت و ميزان بهره مندي از آن ، بلکه از اين جهت که  در تمام زندگي انسان تبلور پيدا کرده است .

خالق بنا دنبال به ظهور رساندن خاک و زمين در معماری خود است . خاک در اين معماری نقش علت  مادي را دارد و اداي دين ميکند . معمار بر خلاف معمار دوره ي مدرن که خود را خالق بنا ميداند و اثر معماری به نام معمارش شناخته مي شود ، تنها علت فاعلي محسوب ميشود . در اينجا فقط به ظهور رسيدن اثر است که ارزش دارد و وحدتي که پيرو اين هدف بين  فرم و ماده بوجود آمده است . از اين رو است که در معماری سنتي ، ماده و فرم  جزئي از هويت بنا و  مکان بوجود آمده شده اند. مانند فرم هاي قوسي  که بهترين گزينه براي مصالحي چون خشت به حساب مي آيد .

در معماری هاي تک آنجايي که معمار با هدف استفاده  از تکنولوژی خاصي در بنا پيش مي رود ، علل اربعه را نميتواند به وحدت برساند .چون تقدم جنبه ي خاصي از تکنولوژی را بر ماهيت کلي آن داريم . اگر هدف پوشاندن دهانه ي 100 متري براي نشان دادن توانايي تکنولوژی در اين امر باشد ، هويت و حس مکان بسيار ضعيفي را به بنا عرضه کرده ايم .

آنجا که معمار با ايده گرفتن از طبيعت يا بخاطر هماهنگ شدن با طبيعت سايت از تکنولوژی خاصي استفاده کرده است ، روح مکان را با قدرت هرچه بيشتري به بنا مي دمد و ذات مصالح و فرم از همراهي بيشتري بهره مي برند .مانند اپراي سيدني .

اپرای سیدنی استرالیا

اپرای سیدنی استرالیا

جمع بندی

تکنولوژی ابزاري صرف براي انجام فعاليتي نيست . تکنولوژی يک نوع نگاه به هستي است . هويت بوجود آمده در بناهاي سنتي به خاطر  رسيدن به تکنولوژی بومي است .  حس مکان از طريق مصالح و فرم برآمده از آن بوجود امده است . فضا از لحاظ اهميت تقدم داشته است اما  معمار از سازه شروع مي کرده است و اجازه مي داده جزئيات سازه اي و فني به فضا کيفيت ببخشند .

2 دیدگاه

  1. ممنون که تو سایتتون به موضاعت انقدر تخصصی نگاه کردید.
    پیروز باشید.

  2. سلام. من دانشجوی ارشدم و این موضوع در رابطه با یکی از دروس کلاسمون بود. خیلی وفید واسم واقع شد. سپاس فراوان از دقت و توجهتون به این بحث

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *